سه شنبه ي خاكستري |
غروب سه شنبه خاکستری بود! |
انکار امروز درست بیست سال است که شمع ها فوت می شوند و من بدون ترس مست می کنم ! مانده ام زمین به دورمن می چرخد یا من به دور تو فرقی که نمی کند من می خواهم تمام دنیا را بالا بیا ورم ! گناهکارم و می خواهم اعتراف کنم اما کلیسا هم جای امنی برای توبه نیست وقتی دختران باکره خود را هر روز سه بار انکار می کنند... انکار انکار انکار سه بار انکار به سلامتیه ...سیگار و سیگار را از مستی دود کردیم غافل از اینکه بدانیم گناه کاریم! این است حال و روزگار من. خسته ام، پودر شده ام .... +نوشته شده دریکشنبه 1387/12/25ساعت 17:19 توسط نازیا دلیرنیا | | گاهی وقتا آدم فشار زیادی رو تحمل می کنه، اونقدر که روح مثل انگشت ورم کرده ی پا، به معنای واقعی کلمه به درد میاد!!! به همین خاطره که شروع کرده ام به نوشتن. معمولا انگشت پا بعد از ورم کردن عفونت می کنه، بعد کم کم سیاه می شه و می افته.اگه ننویسم شاید ... پست الکترونيک آرشيو وبلاگ نوشته هاي پيشين آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 پيوندها disine by نارسيسpowerd by blogfa.com RSS ![]() |