سه شنبه ي خاكستري |
غروب سه شنبه خاکستری بود! |
خیلی وقت است نای نوشتن ندارم. 1) امروز واقعا داشتم به جنون نزدیک می شد. سرخوردگی بی نهایتی که از بودن در رشته ی برق هر روز بر من تحمیل می شود کمرشکن شده. و اعداد تحقیرم می کنند... 2) قصد نوشتن نداشتم.اما بعد از این همه عصبانیت خواندن این خبر عصبانی ترم کرد. جای شلاق های آن دختر را بر پشت خودم احساس می کنم. بی عدالتی ما را به ... داده!!! دختر دانشجوی دانشگاه زنجان را به چه جرمی به شلاق محکوم کرده اند؟ +نوشته شده دریکشنبه 1387/11/20ساعت 17:52 توسط نازیا دلیرنیا |
1) ...
من عاشق انسانم. عاشقی که شکستخورده نيست، و هنوز اميدوار است. قدرتم را میشناسم، و فقط بر اساس آن پرهام را باز میکنم. ضعفهام را میدانم، و سعی میکنم بر آنها چيره شوم. حس ياد گرفتن کودکانهترين بخش وجودی من است. اما با همهی چيزهای گفته شده و پنهان مانده؛ من چيزی نيستم جز جستجوی خودم. عباس معروفی-حضور خلوت انس 2) ما انسان هاي متوسطي هستيم که در ذهنمان یک انسان آرمانی زیست می کند. جمله ی «ما انسان هاي متوسطي هستيم که ... » را ادامه دهید.+نوشته شده درسه شنبه 1387/11/01ساعت 3:11 توسط نازیا دلیرنیا | | گاهی وقتا آدم فشار زیادی رو تحمل می کنه، اونقدر که روح مثل انگشت ورم کرده ی پا، به معنای واقعی کلمه به درد میاد!!! به همین خاطره که شروع کرده ام به نوشتن. معمولا انگشت پا بعد از ورم کردن عفونت می کنه، بعد کم کم سیاه می شه و می افته.اگه ننویسم شاید ... پست الکترونيک آرشيو وبلاگ نوشته هاي پيشين آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 پيوندها disine by نارسيسpowerd by blogfa.com RSS ![]() |