تبليغاتX
:: سه شنبه ي خاكستري ::

سه شنبه ي خاكستري

غروب سه شنبه خاکستری بود!



خیلی وقت است نای نوشتن ندارم.

1) امروز واقعا داشتم به جنون نزدیک می شد. سرخوردگی بی نهایتی که از بودن در رشته ی برق هر روز بر من تحمیل می شود کمرشکن شده. و اعداد تحقیرم می کنند...


2) قصد نوشتن نداشتم.اما بعد از این همه عصبانیت خواندن این خبر عصبانی ترم کرد. جای شلاق های آن دختر را بر پشت خودم احساس می کنم. بی عدالتی ما را به ... داده!!!

دختر دانشجوی دانشگاه زنجان را به چه جرمی به شلاق محکوم کرده اند؟

+نوشته شده دریکشنبه 1387/11/20ساعت 17:52 توسط نازیا دلیرنیا |

1)
...
من عاشق انسانم. عاشقی که شکست‌خورده نيست، و هنوز اميدوار است.
قدرتم را می‌شناسم، و فقط بر اساس آن پرهام را باز می‌کنم. ضعف‌هام را می‌دانم، و سعی می‌کنم بر آنها چيره شوم.
حس ياد گرفتن کودکانه‌ترين بخش وجودی من است. اما با همه‌ی چيزهای گفته شده و پنهان مانده؛

من چيزی نيستم جز جستجوی خودم.

عباس معروفی-حضور خلوت انس


2) ما انسان هاي متوسطي هستيم که در ذهنمان یک انسان آرمانی زیست می کند.

جمله ی «ما انسان هاي متوسطي هستيم که ... » را ادامه دهید.


+نوشته شده درسه شنبه 1387/11/01ساعت 3:11 توسط نازیا دلیرنیا |